بهترین شعرهایی که خوانده ام

مجموعه ی شعر و مطالب ادبی

سرگذشت آب شعری از آرش نصرت اللهی

نامم آب است
از ناودان آمده ام
و خانه ام گودی کوچکی است در ایست گاه
صبح گاه
چکمه ی سربازان، خوابم را می درد
سربازان
سر در قلاه های جنگ
مادران
رودهای ریخته در من
من بزرگ می شوم
و عکس هواپیماهای جنگی جا می شود در من
در من ابدیت دریده ی آسمان
در من سر خمیده بید، در باد
آغوشت گشوده تر
گودی کوچک من!
که ماه نیمه برهنه آورده ام
با زمینه ی شب
بر می گردند
چکمه بر گردن
قلاده در دست
سربازانی که نامم را به یاد نمی آورند!

 

   + سعادت ; ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱/٢٠
comment نظرات ()