بهترین شعرهایی که خوانده ام

مجموعه ی شعر و مطالب ادبی

شعر زیارت سلطان خراسان از وحیده افضلی

وحیده افضلی :

کنار پنجره فولاد......بعد ِ طوفان ها
چه با صفاست نشستن کنار ریحان ها

وزیده بوی بهاری شبیه بوی بهشت
گرفته بوی خدا را تمام گلدان ها

نشسته ایم من و تو که گفتگو بکنیم
از آسمان و خدا... از زمین و انسان ها

از اینکه پنجره فولاد بحر اسرار است
دلیل مطلق ِ آرامش ِ پریشان ها

تو از مدینه ی غربت برای من گفتی
و از هوای دل انگیز ِ کعبه ی جان ها

صدای بال ِ فرشته به گوشمان می خورد
صدای همهمه ی مبهم ِ مسلمان ها

طنین سوره ی یاسین...طنین الرحمن
نشاط ِ قلب من و تو کنار قرآن ها

دوباره از شب دیدار گفت و گو کردیم
و طعم خاص و غریبی که آن فسنجان ها

در آن دقایق افطاری اش به ما دادند
از آن غذای بهشتی و برکت نان ها

درست وقت خداحافظی مان که رسید
گرفت صحن حرم را طنین باران ها

بگو سلام به آقا ... نگو خداحافظ
بگو به کوری چشم حسود ِ شیطان ها

" برو سفر به سلامت... دوباره منتظرم
بیا زیارت سلطان ... به جان ِ ریحان ها..."

   + سعادت ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٢/٢/٩
comment نظرات ()