بهترین شعرهایی که خوانده ام

مجموعه ی شعر و مطالب ادبی

اشعار مهدی فرجی

چشمم وزید آبـــی پیراهن تــــو را

حوض در آستانه ی سر رفتن تو را

سلولهای پوست من نقشه می کشند:

از شاخـــه های باکـــره گی چیدن تو را

به ثروت شیوخ عرب میتوان فروخت

در بدترین لباس جهـــان مانکن تو را

شوقم زبانه می کشد وباز می کند

شش دکمه ی مزاحم پیراهن تو را...

انگشت من که آب لطیف نوازش است

بگذار رودخــــانه شود  گـــردن  تو را ـ

تا ماهیان تشنه ـ لبانم ـ رها شوند

امـــواج پــــر تلاطم بوسیدن تـــو را

حالا نفس نفس نفسم ذوب میکند

قطره به قطره برف سفید تن تـو را

با ذره ذره ی بدنم درک می کنم

معنـــای پرحرارت زن بودن تــو را

شب ای شب قشنگ همآغوشی ام ،خدا

از  روی  خــانـه ام  نکشد  دامـــن  تـــو  را


مهدی فرجی

   + سعادت ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦
comment نظرات ()