عماد خراسانی : ما به درگاه تو با بخت سیاه آمده ایم

عماد خراسانی :

ما به درگاه تو با بخت سیاه آمده ایم
شکر وصد شکر ز بیراهه به راه آمده ایم


نه پی سیم و زر و ملک و سپاه آمده ایم
نه پی تخت و نه دنبال کلاه آمده ایم


ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم عماد خراسانی

 

برخیز تا پناه به میخانه ای بریم
دست ز عمر شسته به پیمانه ای بریم


مستانه گر که بر سر ما جام بشکنند
خوش تر که رنج صحبت فرزانه ای بریم


از چرخ شکوه ،قصه ی بیهوده گفتن است
دیوانگی است شکوه ای به دیوانه ای بریم


آن سان شدم ملول که گر وجه می رسد
این پنج روزه خانه به میخانه ای بریم


آنجا هم ار نشد که شوم ،همتم کجاست
چون جغد،آشیانه به ویرانه ای بریم

/ 0 نظر / 94 بازدید